تبليغاتX
هاتف
دانیال عزیزم به مشهد رفته برای گرفتن شِفا !

از دعای خیرتون محرومش نکنید . خداوند دعایی که با لفاف صلوات به عرش فرستاده بشه رو رد نخواهد کرد. به برکت صلوات بر محمد و خاندان پاک و مطهرش دانیال مهربان و گوربان رو از یاد مبرید.

www.Mydaniel.blogfa.com

نوشته شده در Sat 7 Nov 2009ساعت 11:10 AM توسط لیلا یگانگی| |
 سلام دوستان. به لطف یاد آوری پدر عزیز ، امسال دوساله شدن صدای هاتف رو در این پست به خوانندگان اندک وبلاگ حقیرانه خودم تبریک میگم.

برای خودم، و همه کسانی که این هرز نوشته ها رو مورد مرحمت قرار داده و از نظر میگذرونن آرزوی بهترین ها رو دارم. امیدوارم در این سال وبلاگی جدید بتونم مطالب قابل توجهی بنویسم که دوستان رو خوشحال کنه

نوشته شده در Sat 7 Nov 2009ساعت 11:3 AM توسط لیلا یگانگی| |
انهدام

اين روزها
اينگونه ام ،‌ببين:
دستم، چه كند پيش مي رود،‌انگار
هر شعر باكره اي را سروده ام
پايم چه خسته مي كشدم ،‌گوئي
كت بسته ا زخَم هر راه رفته ام
تا زير هركجا

حتي شنوده ام
هربار شيون تير خلاص را


اي دوست
اين روزها
با هركه دوست مي شوم احساس مي كنم
آنقدر د وست بوده ايم كه ديگر
وقت خيانت است


انبوه غم حريم و حرمت خود را
از دست داده است
ديريست هيچ كار ندارم
مانند يك وزير

وقتي كه هيچ كار نداري
تو هيچ كاره اي
من هيچ كاره ام : يعني كه شاعرم
گيرم از اين كنايه هيچ نفهمي


اين روزها
اينگونه ام :
فرهاد واره اي كه تيشه ي خود را
گم كرده است


آغاز انهدام چنين است
اينگونه بود آغاز انقراض سلسله ي مردان
ياران
وقتي صداي حادثه خوابيد
برسنگ گور من بنويسيد:
- يك جنگجو كه نجنگيد
اما ...، شكست خورد

نوشته شده در Sat 7 Nov 2009ساعت 11:0 AM توسط لیلا یگانگی| |

از نوجوانیم عادت به سورپرایز ( ببخشید چون قرار است فارسی را پاس بداریم میگوییم شگفت زده ) ...

بله میگفتم عادت به شگفت زده کردن دوستان داشتم ُ این شد که تقریباْ همه هم دوره های نزدیکم از من یه یادگاری جالب دارن. مثلا برای همشون طومارهای بلند بالا مینوشتم. نامه های ۶ یا ۷ متری !

خوشحال میشم وقتی هنوز میبینم این یادگاری ها رو نگه داشتن و دوسش دارن.

القصه میخوام به یه دوست که شاید شایدهای زیادی راه زندگی مارو زین پس جدا کنه یه یادگاری بدم. هر چند با اینکه میدونم آدرس این بلاگ رو داره سالی یه بار هم بهش سر نمیزنه !

دِین رفاقتی به گردنمه که شاید با این هدیه تمومش کنم !

دختر خوبی که روز میلاد امام رضا رو در هشتِ هشتِ هشتادو هشت برای هم قسم شدن با نیمه گم شده زندگیت انتخاب کردی ....

خوشبخت باشی

نوشته شده در Wed 4 Nov 2009ساعت 11:0 AM توسط لیلا یگانگی| |

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی...این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند...این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی...

 دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است...پر از رنگ و بو ...این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی ...  برای جوکهای خنده دار تعریف کردن و برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز...برای خاطره های دم دستی... اولش هم حس خوبی به تو می دهند ... این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ ؛ دمی نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.... فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای...!!!

 دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است... باید نرم دم بکشد... باید انتظارش را بکشی...باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی ... باید صبر کنی آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی ...

باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک خوب نگاهش کنی ، عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی ... 

خدا به همه ما دوستانی با طعم چای سرگل لاهیجان عطا فرماید

نوشته شده در Wed 4 Nov 2009ساعت 10:54 AM توسط لیلا یگانگی| |

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .


قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

 

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

 

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .

آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم


--
...جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.


 

نوشته شده در Sat 24 Oct 2009ساعت 4:0 PM توسط لیلا یگانگی| |

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد

     

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

     

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

     

که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

     

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم

     

به کدام دوست گویم که محل راز باشد

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی

     

تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

     

که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی

     

که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران

     

اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد

نوشته شده در Thu 22 Oct 2009ساعت 1:15 PM توسط لیلا یگانگی| |

تو دوران درس و دانشجویی هرچی به ترمای پایانی تحصیل نزدیکتر میشدیم نمره گرفتن از درسا و اساتید محترم ( که حتی برای سخت گیر ترینشون هم دلم تنگ شده ) سخت تر میشد

خدایا ! بعضی روزا بهت شکایت کردم بخاطر امتحانای سختی که ازم میگیری . ولی ای کاش تو تحصیل معرفت به جایی برسم که اسم فارغ التحصیل الهی رو بشه روم گذاشت .

معنی امتحانات سخت انگار نزدیکی بیشتره به تو .

من همون گناه کار ترینی هستم که سجادت (ع) دنبالش میگشت .

التماس دعا

نوشته شده در Wed 21 Oct 2009ساعت 11:23 PM توسط لیلا یگانگی| |

سلام دوستان گلم . امروز براتون یه شعر خیلی قشنگ از عرفان نظر اهاری گذاشتم . امیدورام خوشتون بیاد . مخصوصاْ شما استاد دارایی


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در Wed 21 Oct 2009ساعت 2:50 PM توسط لیلا یگانگی| |

 

خداوندا ! چرا با من چنینی ؟

من اینجا سخت غمگینم ، نبینی؟

حالم خیلی بده ! التماس دعا

نوشته شده در Thu 15 Oct 2009ساعت 7:58 PM توسط لیلا یگانگی| |
Bahar-20 بهاربيست


منبع کدهای وبلاگ